مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ0 هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.(نحل97)

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

شباهت‌هاي حضرت زهرا(س) و امام مهدي(عج)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اشاره‌

 

نتيجه اي كه از تفكر در آيات ، روايات وتشرفات به دست مي آيد اين است كه ارتباطي ، خيلي نزديك بين حضرت زهرا (عليهاالسلا‌م) و حضرت مهدي(عج) وجود دارد، گويي رمز و رازي ميان اين دو بزرگوار مي‌باشد.

نوشتار حاضر، تلا‌ش براي بيان اين ارتباط اساسي و تشابه اين دو وجود نوراني، عليهماالسلا‌م، است.

مهدي(عج)، ادامه‌ي زهرا(س) و آينه‌ي تمام نماي اوست. اهداف مهدي(عج) اهداف فاطمه(س)، و راه او راه فاطمه، و سلوك او سلوك فاطمه است.

فاطمه با نام مهدي شاد مي‌شد و با ياد او خود را تسليت مي‌داد. بدون مهدي(عج)، تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين مي‌نمود. چون بي مژده‌ي او، رسالت پدرش و تمامي انبياء سلف را ناتمام مي‌يافت.

مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست. فاطمه به چنين فرزندي مي بالد و مهدي نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد. مناسب است به نمونه هايي از اين ارتباط و مشابهت‌ها در آيات و روايات و برخي تشرفات معتبر بپردازيم:

 

 حضرت‌ مهدي(عج) فرزند حضرت‌ فاطمه(س)

 

مهدي(عج) ادامه‌ي زهرا(س) فرزند فاطمه(س) است، به بعضي از روايات خاصه و عامه اشاره مي كنيم.1

روايات‌ خاصه:

 

الف) قال رسول‌ اللّه(صلّي‌اللّه‌‌عليه‌وآله‌وسلّم) : المهدي‌ من‌ عترتي‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ يقاتل‌ علي‌ سنتي‌ كما قاتلت‌ علي‌ الوحي2

‌پيامبر اكرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند‌: مهدي(عليه‌السّلام) از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است‌ كه‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ مي‌كند؛‌ چنانكه‌ من‌ بر طبق‌ وحي‌ جنگ‌ كردم.

قابل‌ توجه‌ است كه پيامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) در ابتدا به‌ طور كلي‌ مي‌فرمايد: مهدي‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با <مِن > دايره‌ را تنگ ‌مي‌كند؛ كه‌ از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است.

ب) روايت‌ديگري‌كه‌دلالت‌بر اين‌مطلب‌مي‌كند، قسمتي‌از حديث‌لوح‌است؛‌كه‌خداوند فرمود: ‌واَع ‏طَي ‏تُك‌َ يا محمد مَن ‏ اُخ ‏رِجَ مِن ‏ ص‌ل ‏بِهِ (يعني‌علياً) احد عشر مهديا ؛ كلّهم مِن‌ذريتك مِن‌البِكر البتول؛ آخر‌ رَج‌لٍ منهم‌ا‌ن ‏جي به‌من‌الهلكه...3

‌اي‌محمد! به‌تو عطا كردم‌كسي‌را (علي) كه‌يازده‌راهنما از نسل‌او خارج‌خواهم‌كرد؛ كه‌همگي‌از نسل‌تو، از زهراي‌بتول‌است. آخرين‌آنها مردي‌است‌كه‌به‌دست‌او از هلاكت‌نجات‌مي‌بخشم...

‌به‌همين‌دو روايت‌از روايات‌خاصه‌اكتفا مي‌كنيم.

روايات‌عامه‌:

 

‌الف) عن‌ام‌سلمه،‌قالت: سمعت‌رسولَ‌اللّه(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) يقول: المهدي‌من‌عترتي‌من‌ولد‌فاطمه 4

‌ام‌سلمه‌مي‌گويد: از پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم‌كه‌مي‌فرمود:‌مهدي(عليه‌السّلام) از خاندان‌من، از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.

ب) عن‌الحسين(عليه‌السّلام) قال: قال‌رسول ا‌لله(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) لفاطمه : ابشري‌يا فاطمه ؛‌فانّ‌المهدي‌ منك5

‌امام‌حسين(عليه‌السّلام) مي‌فرمايد، كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند به‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) : بشارت‌برتو، كه‌مهدي‌از تو مي‌باشد.

ج) قتاده مي‌گويد : از سعيد پرسيدم : آيا مهدي‌حق‌است؟ گفت: بله‌او حق‌است. پرسيدم‌: از كدام‌طايفه‌و قبيله‌است؟ گفت: از قريش. پرسيدم : از كدام‌تيره‌ي‌قريشيان؟ جواب‌داد: از بني‌هاشم. سؤال‌كردم : از كدام‌دسته‌هاشيمان؟ گفت: از فرزندان‌عبدالمطلب. پرسيدم : از كدام‌فرزند وي؟ جواب‌داد : از اولاد فاطمه(عليهاالسّلام).6

 

 مهدي(عج) در بيان ‌حضرت‌زهرا‌(س)

 

‌محمود بن‌وليد‌مي‌گويد: وقتي‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) از دنيا رفتند، كانت‌فاطمه(عليهاالسّلام) تاتي‌قبور الشهداء‌وتاتي‌قبر حمزه‌و تبكي... قلت: يا سيده‌النسوان‌! قد والله قطعت ‏ نياط‌قلبي‌من‌بكائك. فقالت‌: يا ابا عمرو! لحقٌ لي‌البكاء؛ فلقد اُصبتُ‌بخير الاباء رسول‌ا‌لله واشوقاه‌الي‌رسول الله!... قلت‌: هل‌نص‌رسول‌الله‌قبل‌وفاته‌علي‌عليّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم‌يوم‌غديرخم‌. قلت‌: قد كان‌ذلك؛ لكن اخبريني‌بما اشير اليك. قالت‌: اشهد الله‌تعالي‌لقد سمعته‌يقول‌عليّ خير من‌اُخلّفه‌فيكم‌وهو الامام‌والخليفه‌بعدي‌و سبطاي‌و تسعه‌من‌صلب‌الحسين‌ائمه‌ابرار؛‌لئن‌اتبعتموهم‌وجد تموهم‌هادين‌مهدييّن؛‌ولئن‌خالفتموهم‌ليكون‌الاختلاف‌فيكم‌الي‌يوم‌القيامه‌. قلت: يا سيدتي! فما باله قعد‌عن‌حقه‌. قالت‌: يا با عمرو! لقد قال(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم): مثل‌الامام‌مثل‌الكعبه‌؛ اذ تؤتي‌ولاتاتي. ثم‌قالت‌. اما والله لو تركوا الحق‌علي‌اهله‌واتّبعوا عتره‌نبيه‌لما اختلف‌في‌الله‌اثنان‌ولورثها سلف‌عن‌سلف‌وخلف‌بعد خلف،‌حتي‌يقوم‌قائمنا التاسع‌من‌ولد الحسين...7

راوي‌مي‌گويد: بعد از وفات‌پيامبرحضرت‌فاطمه هميشه‌به‌زيارت‌قبور شهداي‌احد ميآمد و كنار قبر حمزه‌گريه‌ مي‌كرد. روزي‌به‌او گفتم: اي‌سرور زنان! به خدا سوگند گريه‌شما رگهاي‌قلب‌مرا پاره‌كرد.

‌حضرت‌زهرا‌جواب‌فرمودند‌: اي‌ابو عمرو! ‌سزاوار است‌كه‌من‌گريه‌كنم؛ چرا‌كه به‌مصيبت‌بهترين‌پدران‌مبتلا‌شده‌ام. آه، چقدر مشتاق‌رسول‌خدايم!...

‌عرض‌كردم: آيا پيامبر قبل‌از وفاتش‌تصريحي‌به‌ امامت‌حضرت‌علي(عليه‌السّلام) كردند؟

‌فرمودند‌: چقدر عجيب‌است! آيا روز غديرخم‌را فراموش‌كرده‌ايد؟!

‌عرض‌كردم: بله،‌روز غدير بود؛‌اما منتظر چيزي‌هستم‌كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) به شما فرموده‌باشد. حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) با چند تأكيد‌فرمودند: خدا را شاهد مي‌گيرم‌كه‌از او(صلّي‌اللّه‌ُعليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم،‌كه‌مي‌فرمود: علي(عليه‌السّلام) بهترين‌كسي‌است‌كه در بين‌شما به‌عنوان‌جانشين‌خود مي‌گذارم؛ او امام‌و خليفه‌بعد از من‌است‌و دو نوه‌ي‌من‌و نه‌نفر از فرزندان‌حسين(عليه‌السّلام) پيشوايان ‌نيكويي‌هستند، كه‌اگر از آنها پيروي‌كنيد، مي‌يابيد كه‌آنها هدايت‌كننده‌هدايت‌شده‌اند؛ و اگر با آنها مخالفت‌كنيد،‌تا روز قيامت‌در بين‌شما اختلاف‌خواهد بود.

 

‌عرض‌كردم: اي‌سرور من! پس‌ چرا علي(عليه‌السّلام) از حق‌خود كناره‌گيري‌كرد؟ فرمودند:‌اي‌ابا عمرو! پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: مَثَل‌امام،‌مثل‌كعبه‌است؛‌كه‌بايد به‌سوي‌او آيند و او به‌سوي‌مردم‌نمي‌رود. سپس‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) فرمودند: به‌خدا‌قسم‌اگر حق‌را به‌اهلش‌واگذار مي‌كردند و از خاندان‌پيامبر تبعيت‌مي‌كردند، هيچ دو نفري هم‌با يكديگر اختلاف‌نمي‌كردند و امر خلافت‌ به‌ تك‌تك‌ جانشينان‌  پيامبر (صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم)مي‌رسيد؛ تا قائم‌ما، نهمين‌فرزند از حسين(عليه‌السّلام)،‌قيام‌مي‌نمود.

 

ادامه دارد.......

 

------------------

 

پي‌نوشت‌ها:

1. براي‌اطلاع‌بيشتر، به كتابهاي‌كمال‌الدين،‌منتخب‌الاثر،‌مَن ‏ هو المهدي(عليه‌السّلام) و در انتظار ققنوس،‌مراجعه‌شود.

2. روزگار رهايي،‌ج1، ص‌72؛ به نقل‌ا‌ز البيان‌،‌ص‌63 و از عيون الاخبار،‌ج‌2، ص‌130 و چند منبع‌ديگر.

3. روزگار رهايي‌ج‌1، ص‌77 ؛‌‌به نقل‌ا‌ز بيش‌از ده‌منبع.

4. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)،‌ص‌90 ، به نقل از سنن‌ابن‌ماجه،‌ج‌4، ص‌151 و بيش‌از بيست‌منبع‌ديگر عامه.

5. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)، ص‌90،‌ به نقل‌ا‌ز ده‌منبع‌عامه.

6. در انتظار ققنوس، ص‌103، به نقل از عامه‌و خاصه.

7. بحارالا‌نوار، ج‌36، ص‌352، ح‌224، به نقل ا‌ز كفايه‌الاثر، ص‌26.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 2:35 | لینک ثابت 11 نظر

یکشنبه سی ام بهمن 1390

تاخير در ظهور

بسم الله الرحمن الرحيم


چرا حضرت مهدي (عج) ظهور نمي كند؟


پاسخ: برنامه حضرت مهدي(ع) با برنامه پيامبران و ساير پيشوايان يك تفاوت كلي دارد و آن اين كه برنامه وي قانونگذاري نيست، بلكه يك برنامه به تمام معني اجرايي در تمام جهان است. به اين معني كه او مأموريت دارد تمام اصول تعاليم اسلام را در جهان پياده كند و اصول عدالت و دادگري و حق و حقيقت را در ميان جامعه بشري بگستراند.

روشن است كه پياده شدن چنين برنامة انقلابي جهاني، كه به وسيله آن اصول عدالت و دادگري و حقّ و حقيقت در ميان همه مردم جهان گسترش يابد، به شرايط و مقدّماتي نياز دارد كه تحقق آنها جز با مرور و تكامل همه جانبه اجتماع ممكن نيست; برخي از آن مقدمات عبارتند از:

1. آمادگي روحي

در درجه نخست بايد مردم جهان براي اجراي اين اصول، تشنه و آماده گردند و تا زماني كه در مردم جهان تقاضايي نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادّي و معنوي مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگي اقتصادي حكمفرماست، بلكه مشابه اين نظام در عرضه برنامه‌هاي معنوي و اصول اخلاقي و مكتب‌هاي سياسي و انقلابي نيز حاكم مي‌باشد و تا در اعماق دل مردم ـ براي اين نوع امور ـ تقاضا و درخواستي نباشد، عرضه آن با شكست رو به رو شده و كاري از پيش نخواهد رفت.

امام باقر(ع) مي‌فرمايد:

«روزي كه قائم آل محمّد(ص) قيام كند، خدا دست خود را بر سر بندگان مي‌گذارد، در پرتو آن خردها را جمع مي‌گرداند و شعور آنان به حد كمال مي‌رسد».[1]

البتّه گذشت زمان و شكست قوانين مادّي و پديد آمدن بن‌بست‌هاي جهاني و كشيده شدن بشريّت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به اين حقيقت واقف خواهد ساخت كه اصول و قوانين مادّي و سازمان‌هاي به اصطلاح بين المللي، نه تنها نمي‌توانند مشكلات زندگي را حل كنند و عدالت را در جهان حكمفرما سازند، بلكه همين خستگي و يأس، مردم دنيا را براي پذيرش يك انقلاب بنيادي مهيّا و آماده مي‌سازد و مي‌دانيم كه اين موضوع نياز به گذشت زمان دارد تا تجربه‌هاي تلخ زندگي ثابت كند كه تمام نظامات مادّي و سازمان‌هاي بشري در اجراي اصول عدالت و احقاق حق و برقراري امنيّت و آرامش، عاجز و ناتوان مي‌باشند و سرانجام بايد بر اثر يأس و نوميدي، اين تقاضا در مردم گيتي براي تحقّق چنان آرمان الهي پديد آيد و زمينه براي عرضه يك انقلاب جهاني به وسيله يك مرد الهي و آسماني، از هر نظر مساعد گردد.[2]

2. تكامل علوم و فرهنگ‌هاي انساني

از سوي ديگر براي برقرار ساختن يك حكومت جهاني بر اساس عدل و داد، نياز فراوان به پيشرفت علوم و دانش‌ها و فرهنگ‌هاي اجتماعي و مردمي است كه آن نيز بدون پيشرفت فكري و گذشت زمان، ممكن و ميسّر نمي‌گردد.

برقراري حكومت جهاني كه در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حكومت كند و همه مردم جهان از كليه مزاياي فردي و اجتماعي اسلامي بهره‌مند گردند بدون وجود يك فرهنگ پيشرفته در كليّه شؤون بشري امكان پذير نيست و هرگز بدون يك فرهنگ كامل، جامه عمل به خود نمي‌پوشد. اين نيز احتياج به گذشت زمان دارد.

3. تكامل وسايل ارتباط جمعي

از سوي ديگر، چنين حكومتي به وجود وسايل كامل ارتباط جمعي نياز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احكام و اصول انساني را از طرق مختلف در مدّت كوتاهي به مردم جهان اعلام كند. اين امر نيز بدون تكامل صنايع انساني و گذشت زمان محقق نمي‌شود.

4. پرورش نيروي انساني

از همه اينها گذشته ، پيشبرد چنين هدفي و پي‌ريزي چنان انقلابي، به يك نيروي فعّال و سازنده انساني نياز دارد كه در واقع ارتش انقلاب جهاني را تشكيل مي‌دهد. تشكيل چنين ارتشي و به وجود آمدن چنين افراد پاكباخته و فداكاري، كه در راه هدف و حقيقت از همه چيز بگذرند، به گذشت زمان نياز دارد.

اگر در برخي از روايات مي‌خوانيم كه فلسفة طولاني شدن غيبت امام زمان، همان امتحان و آزمايش مردم است، ممكن است ناظر به همين نكته باشد; زيرا امتحان و آزمايش در منطق اسـلام به معني آزمـون‌هاي معمولي و كشف امور پنهاني نيست; بلكه مقصود از آن پرورش روحيّات پاك و پديد آوردن حداكثر ورزيدگي در افراد مي‌باشد.[3]

مجموع اين جهات چهارگانه[4] نياز به اين دارد كه زمان قابل ملاحظه‌اي بگذرد و جهان از بسياري جهات پيش برود; و آمادگي روحي و فكري براي پذيرش حكومت جهاني بر اساس حقّ و عدالت در مردم پديد آيد; آنگاه اين برنامه با وسايل و امكانات خاصّي در سطح جهاني وسيله حضرت مهدي ـ عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف ـ پياده گردد و اين است گوشه‌اي از فلسفة غيبت طولاني امام(ع).

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  كافي:1/25، كتاب العقل، ح21.

[2] .  يكي از نشانه‌هاي روشن قيام امام زمان كه احاديث اسلامي همگي بر آن اتّفاق دارند اين است كه سراسر اجتماع بشري را جور و ستم و تعدّي و بيدادگري فرا مي‌گيرد و ابرهاي يأس و نوميدي زندگي جامعه انساني را تيره مي‌سازد و در حقيقت فشار ظلم و تعدّي آن چنان بر دوش آنان سنگيني مي‌كند كه انسان را براي پذيرش انقلاب ديگر، انقلابي عميق و بنيادي به دست توانا و نيرومند يك مرد الهي آماده مي‌سازد.

[3] .  تمام آزمونهاي الهي كه درباره پيامبران و اولياي وي انجام مي‌گيرد براي همين منظور است. اگر خدا ابراهيم را با تكاليف و وظايف سنگيني آزمود، چنان كه مي‌فرمايد: «وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلماتٍٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (سوره بقره، آيه 124) براي همين هدف بوده است تا اين رادمرد الهي به قدري در كوران حوادث قرار گيرد كه در صلابت و استقامت به صورت فولاد آب ديده درآيد.

[4] .  مجموع اين جهات چهارگانه را مي‌توان در امور زير خلاصه نمود: 1. تكامل روحي، 2. تكامل فرهنگي، 3. تكامل وسايل ارتباط جمعي، 4. تشكيل يك ارتش انقلاب جهاني از يك جمعيت پاكباخته و فداكار.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 16:6 | لینک ثابت 6 نظر

یکشنبه شانزدهم مرداد 1390

ويژگي هاي جوانان منتظر

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جوانان منتظر و قرآن كريم

 

 

 

جوانان، بازوي قدرتمند دفاع و سازندگي هر جامعه و تأثير‌گذارترين افراد در تحولات جامعه‌اند.

ويژگي‌هاي جوان آنقدر مهم و با ارزش است كه در تشكيل حكومت جهاني امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف چشمگير و نمايان است.

در جهان كنوني كه عصر بي‌معنويتي و بي‌اخلاقي است بسياري از جوانان جامعه ما توجه خاصي به معنويت، قرآن و اهل بيت عليهم السلام از خود نشان مي‌دهند. و بديهي است بايد اين شور و نشاط با شعور معنوي آميخته و با الگو‌هاي خوب آشنا شوند تا به سر منزل واقعي رهنمون گردند، يكي از ابزارهايي كه جوانان را در اين مسير كمك مي‌كند انس با قرآن و الگوهاي قرآني است، چرا كه قرآن كلام خداوند است و دستورات الهي در آن نهفته و انسان مي‌تواند به وسيله انس با قرآن بهره‌هاي معنوي زيادي ببرد. هر چقدر به قرآن نزديك شويم صفا و معنويت بيشتر مي‌شود و به همان اندازه از انحرافات و فسادهاي اخلاقي دور خواهيم گشت.

امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: «اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنيا برود هرگز از تنهايي وحشت نمي‌كنم، هنگامي كه قرآن همراه من باشد.1

لذا جوانان بايد طبق رهنمودهاي معصومان عليهم السلام به قرآن و الگوهايي كه در آن معرفي شده اهميت بدهند و آن را در عصر غيبت در زمينه‌سازي ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بكار گيرند. چرا كه دوران غيبت كبري دوران تمرين اطاعت و دوران خودسازي و تلاش براي رسيدن به كمال واقعي است.

در قرآن جوانان موفق با ويژگي‌هاي خاصي معرفي شده‌اند كه برخي از آن‌ها عبارتند از:

 

 

نوشته شده توسط z. azimi در 5:13 | لینک ثابت 851 نظر

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390

خرافه تعيين وقت براي ظهور منجي موعود، آسيب‌هاي مكرر و مسئوليت‌هاي مغفول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

خرافه تعيين وقت براي ظهور منجي موعود، آسيب‌هاي مكرر و مسئوليت‌هاي مغفول

 

يكي از مشكلات مكرر در طول زمان و از گذشته تا حال و به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نفوذ خرافات و موهومات در پيكره دين و در مفاهيم و ارزش‌هاي اسلامي به منظور مقابله با نقش آفريني تعاليم و قوانين الهي در عرصه حيات اجتماعي و سياسي مي‌باشد.

اگر پرونده قطور خرافات راه يافته در اسلام را به مداقه و تحقيق بگذاريم، در مي‌يابيم كه اولا اين خرافه‌ها از قدرت‌هاي سيطره جوي استعماري ريشه مي‌گيرد. ثانيا هدف اصلي و محوري آنان از اين توطئه جلوگيري از حضور جلوه‌هاي سياسي تعاليم اسلام به ويژه قوانين? چون "جهاد" با همه ابعاد ظلم و تعدي و سلطه بيگانگان بر سرزمين‌هاي اسلامي است. ثالثا جريان‌هاي فكري و سياسي وابسته به استعمار در جوامع و كشورهاي اسلامي مجري اصلي اين طرح مي‌باشند و همواره در پوشش دين و با آراستن ظاهر اسلامي وارد مي‌شوند و سهل و آسان در تشكل‌ها و محافل ديني نفوذ مي‌كنند و به صورت حاميان سينه چاك ديانت، به هويت ديني و وحدت اجتماعي و قدرت سياسي مسلمانان ضربه مي‌زنند. رابعا هميشه چنين بوده و امروز نيز چنين است كه جمعيت كثيري از مردم مسلمان تحت تاثير اين جريان‌هاي مخرب و تحركات ضد ديني و البته به ظاهر حامي دين قرار مي‌گيرند و سياهي لشكر‌ استعمار خارجي و وابستگان داخلي مي‌شوند.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 5:11 | لینک ثابت یک نظر

سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390

هدايت باطني امام(تحقق حيات طيبه به مدد وظهور امام زمان عج)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

مقدمه

 حمد لايزالي و سپاس نامتناهي مختص خداوند عزوجل است كه بر اساس حكمت بالغه خود ، عالم آفرينش را از كتم عدم وجود آورد و لباس هستي ملتبس نمود . و از ميان آن عوالم ، بني آدم را به جامعيت منطق عقل و احساس برگزيد و بر اين اساس به شرف تكليف متعهد و مسئول نمود . و درود غير محدود از آن راهبران تربيت بشري كه مظهر نامه اسماء آلهيه و آيات كامله انوار احديت و واسطه فيض هستند .

از آنجا كه مسئله و امامت و ولايت از مهمترين مسائل حياتي است . و ايشان ، قافله سالار كاروان انسانيت هستند و انسانها را به مقصد نهايي مي رساند . در نتيجه ضرورت پرداختن در اين امر از ضروريات است .

 

نوشته شده توسط z. azimi در 6:48 | لینک ثابت 27 نظر

پنج شنبه بیست و هشتم بهمن 1389

آينده جهان از منظر قرآن

چكيده

 در ميان مباحث مهدويت يكي از مقولاتي كه پرداختن به آن،بسيار پر جاذبه و مهم است.تبين آينده جهان است.به رغم انديشه سازاني كه آينده جهان راتيره و تار معرفي مي كنندونيز كساني كه خود را بعنوان منجي آينده تبليغ مي كنندشايسته است شيعيان متعهد،آينده نظام را براي بشريت ترسيم كنند تا تاريكي وابطال فرقه هاوايسم ها اثبات شود بر اين اساس بر اين امرمهم اهتمام ورزيده،وآينده اي روشن و اميدوارانه را كه در حكومت جهاني مهدي(عج)محقق ميشود با توجه به آيات نوراني قرآن كريم ترسيم كرده ام و همچنين مقايسه هايي بين آنها صورت گرفته و وجوه برتر حكومت جهانى مهدوى بيان شده است ؛اميد است مورد عنايت و رضايت حضرت بقيّة الله الاعظم قرار گيرد.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 6:14 | لینک ثابت 6 نظر

شنبه بیست و سوم بهمن 1389

نهم ربیع جهالت ها و خسارت ها

امروزه ضمن برداشت هایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق می افتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیره ی متعالی آنان در تضادّ است. در این نوشتار برآنیم تا درباره ی ، حدیث رفع القلم و نهم ربیع الاول ،حكم مجالس مربوط به نهم ربیع و لزوم اتحاد وبرادری مطالبی را یادآور شویم.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 21:35 | لینک ثابت 3 نظر

چهارشنبه ششم بهمن 1389

ضرورت طرح مباحث مهدويت

ضرورت طرح مباحث مهدويت

در هر بحثي پيش از پرداختن به مسائل آن، بايد به ضرورت و بايستگي آن توجه كرد، تا با انگيزة قوي و توان كافي وارد آن شد.

از اين رو در ابتدا چند پرسش را مطرح مي‌كنيم:

1. آيا مباحث مهدويت، كاربردي است و يا صرفاً تئوري و حاشيه‌اي است؟

2. آيا بحث از مهدويت و مسائل آن نياز بشر امروز است و مي‌تواند به انتظارات او پاسخ دهد؟

3. اعتقاد به مهدويت چه تحولي در زندگي انسان مسلمان ايجاد مي‌كند؟ و ...

موضوع موعود يا مصلح كل، نظريه و انديشه اي نيست كه در طول زمان در اذهان پديد آمده و براي تسكين دردها و ايده‌اي براي دلداري مظلومان باشد. بلكه هويت شيعه است كه با توجه به آيات و روايات مي‌توان به ضرورت آن پي برد.

در اين نوشتار بر آنيم كه به طور اختصار، در ابعاد مختلف به ضرورت طرح مهدويت بپردازيم:

نوشته شده توسط z. azimi در 18:34 | لینک ثابت بدون نظر

چهارشنبه ششم بهمن 1389

امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در نگاه ديگران

موضوع امام مهدي  عجل الله تعالی فرجه الشریف و قيام و انقلاب جهاني او نه تنها در كتاب‌هاي شيعه بلكه در فرهنگ اعتقادي ساير فرقه‌هاي اسلامي نيز بيان گرديده و درباره آن به طور گسترده گفتگو شده است.

نوشته شده توسط z. azimi در 2:56 | لینک ثابت بدون نظر

چهارشنبه ششم بهمن 1389

از ولادت موعود تا شهادت امام عسكري علیه السلام

اين دوره از زندگي حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در بردارنده نكات بسيار مهمّي است كه به بخشي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

معرّفي امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف به شيعيان

از آن جا كه ولادت امام دوازدهم علیه السلام به صورت پنهاني انجام گرفت بيم آن بود كه شيعيان در شناخت آخرين حجّت پروردگار به اشتباه و گمراهي گرفتار آيند. امام عسكري علیه السلام وظيفه داشت تا فرزند خود را به گروهي از بزرگان شيعه و افراد مورد اعتماد معرفي كند تا آنان نيز خبر ولادت او را به ديگر پيروان اهل  بيت علیهم السلام برسانند و بدين ترتيب ضمن معرفي آن بزرگوار، تهديدي نيز متوجّه وجود آن آخرين سفير حق نگردد.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 2:41 | لینک ثابت بدون نظر