مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ0 هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.(نحل97)

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

شباهت‌هاي حضرت زهرا(س) و امام مهدي(عج)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اشاره‌

 

نتيجه اي كه از تفكر در آيات ، روايات وتشرفات به دست مي آيد اين است كه ارتباطي ، خيلي نزديك بين حضرت زهرا (عليهاالسلا‌م) و حضرت مهدي(عج) وجود دارد، گويي رمز و رازي ميان اين دو بزرگوار مي‌باشد.

نوشتار حاضر، تلا‌ش براي بيان اين ارتباط اساسي و تشابه اين دو وجود نوراني، عليهماالسلا‌م، است.

مهدي(عج)، ادامه‌ي زهرا(س) و آينه‌ي تمام نماي اوست. اهداف مهدي(عج) اهداف فاطمه(س)، و راه او راه فاطمه، و سلوك او سلوك فاطمه است.

فاطمه با نام مهدي شاد مي‌شد و با ياد او خود را تسليت مي‌داد. بدون مهدي(عج)، تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين مي‌نمود. چون بي مژده‌ي او، رسالت پدرش و تمامي انبياء سلف را ناتمام مي‌يافت.

مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست. فاطمه به چنين فرزندي مي بالد و مهدي نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد. مناسب است به نمونه هايي از اين ارتباط و مشابهت‌ها در آيات و روايات و برخي تشرفات معتبر بپردازيم:

 

 حضرت‌ مهدي(عج) فرزند حضرت‌ فاطمه(س)

 

مهدي(عج) ادامه‌ي زهرا(س) فرزند فاطمه(س) است، به بعضي از روايات خاصه و عامه اشاره مي كنيم.1

روايات‌ خاصه:

 

الف) قال رسول‌ اللّه(صلّي‌اللّه‌‌عليه‌وآله‌وسلّم) : المهدي‌ من‌ عترتي‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ يقاتل‌ علي‌ سنتي‌ كما قاتلت‌ علي‌ الوحي2

‌پيامبر اكرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند‌: مهدي(عليه‌السّلام) از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است‌ كه‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ مي‌كند؛‌ چنانكه‌ من‌ بر طبق‌ وحي‌ جنگ‌ كردم.

قابل‌ توجه‌ است كه پيامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) در ابتدا به‌ طور كلي‌ مي‌فرمايد: مهدي‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با <مِن > دايره‌ را تنگ ‌مي‌كند؛ كه‌ از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است.

ب) روايت‌ديگري‌كه‌دلالت‌بر اين‌مطلب‌مي‌كند، قسمتي‌از حديث‌لوح‌است؛‌كه‌خداوند فرمود: ‌واَع ‏طَي ‏تُك‌َ يا محمد مَن ‏ اُخ ‏رِجَ مِن ‏ ص‌ل ‏بِهِ (يعني‌علياً) احد عشر مهديا ؛ كلّهم مِن‌ذريتك مِن‌البِكر البتول؛ آخر‌ رَج‌لٍ منهم‌ا‌ن ‏جي به‌من‌الهلكه...3

‌اي‌محمد! به‌تو عطا كردم‌كسي‌را (علي) كه‌يازده‌راهنما از نسل‌او خارج‌خواهم‌كرد؛ كه‌همگي‌از نسل‌تو، از زهراي‌بتول‌است. آخرين‌آنها مردي‌است‌كه‌به‌دست‌او از هلاكت‌نجات‌مي‌بخشم...

‌به‌همين‌دو روايت‌از روايات‌خاصه‌اكتفا مي‌كنيم.

روايات‌عامه‌:

 

‌الف) عن‌ام‌سلمه،‌قالت: سمعت‌رسولَ‌اللّه(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) يقول: المهدي‌من‌عترتي‌من‌ولد‌فاطمه 4

‌ام‌سلمه‌مي‌گويد: از پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم‌كه‌مي‌فرمود:‌مهدي(عليه‌السّلام) از خاندان‌من، از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.

ب) عن‌الحسين(عليه‌السّلام) قال: قال‌رسول ا‌لله(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) لفاطمه : ابشري‌يا فاطمه ؛‌فانّ‌المهدي‌ منك5

‌امام‌حسين(عليه‌السّلام) مي‌فرمايد، كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند به‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) : بشارت‌برتو، كه‌مهدي‌از تو مي‌باشد.

ج) قتاده مي‌گويد : از سعيد پرسيدم : آيا مهدي‌حق‌است؟ گفت: بله‌او حق‌است. پرسيدم‌: از كدام‌طايفه‌و قبيله‌است؟ گفت: از قريش. پرسيدم : از كدام‌تيره‌ي‌قريشيان؟ جواب‌داد: از بني‌هاشم. سؤال‌كردم : از كدام‌دسته‌هاشيمان؟ گفت: از فرزندان‌عبدالمطلب. پرسيدم : از كدام‌فرزند وي؟ جواب‌داد : از اولاد فاطمه(عليهاالسّلام).6

 

 مهدي(عج) در بيان ‌حضرت‌زهرا‌(س)

 

‌محمود بن‌وليد‌مي‌گويد: وقتي‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) از دنيا رفتند، كانت‌فاطمه(عليهاالسّلام) تاتي‌قبور الشهداء‌وتاتي‌قبر حمزه‌و تبكي... قلت: يا سيده‌النسوان‌! قد والله قطعت ‏ نياط‌قلبي‌من‌بكائك. فقالت‌: يا ابا عمرو! لحقٌ لي‌البكاء؛ فلقد اُصبتُ‌بخير الاباء رسول‌ا‌لله واشوقاه‌الي‌رسول الله!... قلت‌: هل‌نص‌رسول‌الله‌قبل‌وفاته‌علي‌عليّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم‌يوم‌غديرخم‌. قلت‌: قد كان‌ذلك؛ لكن اخبريني‌بما اشير اليك. قالت‌: اشهد الله‌تعالي‌لقد سمعته‌يقول‌عليّ خير من‌اُخلّفه‌فيكم‌وهو الامام‌والخليفه‌بعدي‌و سبطاي‌و تسعه‌من‌صلب‌الحسين‌ائمه‌ابرار؛‌لئن‌اتبعتموهم‌وجد تموهم‌هادين‌مهدييّن؛‌ولئن‌خالفتموهم‌ليكون‌الاختلاف‌فيكم‌الي‌يوم‌القيامه‌. قلت: يا سيدتي! فما باله قعد‌عن‌حقه‌. قالت‌: يا با عمرو! لقد قال(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم): مثل‌الامام‌مثل‌الكعبه‌؛ اذ تؤتي‌ولاتاتي. ثم‌قالت‌. اما والله لو تركوا الحق‌علي‌اهله‌واتّبعوا عتره‌نبيه‌لما اختلف‌في‌الله‌اثنان‌ولورثها سلف‌عن‌سلف‌وخلف‌بعد خلف،‌حتي‌يقوم‌قائمنا التاسع‌من‌ولد الحسين...7

راوي‌مي‌گويد: بعد از وفات‌پيامبرحضرت‌فاطمه هميشه‌به‌زيارت‌قبور شهداي‌احد ميآمد و كنار قبر حمزه‌گريه‌ مي‌كرد. روزي‌به‌او گفتم: اي‌سرور زنان! به خدا سوگند گريه‌شما رگهاي‌قلب‌مرا پاره‌كرد.

‌حضرت‌زهرا‌جواب‌فرمودند‌: اي‌ابو عمرو! ‌سزاوار است‌كه‌من‌گريه‌كنم؛ چرا‌كه به‌مصيبت‌بهترين‌پدران‌مبتلا‌شده‌ام. آه، چقدر مشتاق‌رسول‌خدايم!...

‌عرض‌كردم: آيا پيامبر قبل‌از وفاتش‌تصريحي‌به‌ امامت‌حضرت‌علي(عليه‌السّلام) كردند؟

‌فرمودند‌: چقدر عجيب‌است! آيا روز غديرخم‌را فراموش‌كرده‌ايد؟!

‌عرض‌كردم: بله،‌روز غدير بود؛‌اما منتظر چيزي‌هستم‌كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) به شما فرموده‌باشد. حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) با چند تأكيد‌فرمودند: خدا را شاهد مي‌گيرم‌كه‌از او(صلّي‌اللّه‌ُعليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم،‌كه‌مي‌فرمود: علي(عليه‌السّلام) بهترين‌كسي‌است‌كه در بين‌شما به‌عنوان‌جانشين‌خود مي‌گذارم؛ او امام‌و خليفه‌بعد از من‌است‌و دو نوه‌ي‌من‌و نه‌نفر از فرزندان‌حسين(عليه‌السّلام) پيشوايان ‌نيكويي‌هستند، كه‌اگر از آنها پيروي‌كنيد، مي‌يابيد كه‌آنها هدايت‌كننده‌هدايت‌شده‌اند؛ و اگر با آنها مخالفت‌كنيد،‌تا روز قيامت‌در بين‌شما اختلاف‌خواهد بود.

 

‌عرض‌كردم: اي‌سرور من! پس‌ چرا علي(عليه‌السّلام) از حق‌خود كناره‌گيري‌كرد؟ فرمودند:‌اي‌ابا عمرو! پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: مَثَل‌امام،‌مثل‌كعبه‌است؛‌كه‌بايد به‌سوي‌او آيند و او به‌سوي‌مردم‌نمي‌رود. سپس‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) فرمودند: به‌خدا‌قسم‌اگر حق‌را به‌اهلش‌واگذار مي‌كردند و از خاندان‌پيامبر تبعيت‌مي‌كردند، هيچ دو نفري هم‌با يكديگر اختلاف‌نمي‌كردند و امر خلافت‌ به‌ تك‌تك‌ جانشينان‌  پيامبر (صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم)مي‌رسيد؛ تا قائم‌ما، نهمين‌فرزند از حسين(عليه‌السّلام)،‌قيام‌مي‌نمود.

 

ادامه دارد.......

 

------------------

 

پي‌نوشت‌ها:

1. براي‌اطلاع‌بيشتر، به كتابهاي‌كمال‌الدين،‌منتخب‌الاثر،‌مَن ‏ هو المهدي(عليه‌السّلام) و در انتظار ققنوس،‌مراجعه‌شود.

2. روزگار رهايي،‌ج1، ص‌72؛ به نقل‌ا‌ز البيان‌،‌ص‌63 و از عيون الاخبار،‌ج‌2، ص‌130 و چند منبع‌ديگر.

3. روزگار رهايي‌ج‌1، ص‌77 ؛‌‌به نقل‌ا‌ز بيش‌از ده‌منبع.

4. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)،‌ص‌90 ، به نقل از سنن‌ابن‌ماجه،‌ج‌4، ص‌151 و بيش‌از بيست‌منبع‌ديگر عامه.

5. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)، ص‌90،‌ به نقل‌ا‌ز ده‌منبع‌عامه.

6. در انتظار ققنوس، ص‌103، به نقل از عامه‌و خاصه.

7. بحارالا‌نوار، ج‌36، ص‌352، ح‌224، به نقل ا‌ز كفايه‌الاثر، ص‌26.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 2:35 | لینک ثابت 11 نظر