مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ0 هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.(نحل97)

یکشنبه هجدهم فروردین 1392

محبت و مهرورزی به فرزندان


بسم الله الرحمن الرحیم

 

  • دانشمندان علوم تربیتی می گویند: کودکان در تمام دوران کودکی به محبت و اظهار علاقه نیازمندند. کودک می خواهد پدر و مادر او را دوست داشته باشند و نسبت به او اظهار علاقه کنند. کودک چندان توجهی به لباس، خوراک و محل زندگی ندارد اما به این موضوع توجه دارد که آیا او را دوست دارند یا نه؟


درس محبت در خانه حضرت زهرا(س) به طور کامل ارائه می شد و آن حضرت که خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سیراب شده و قلبش کانون محبت به همسر و فرزندانش بود در این جهت نیز وظیفه مادری خود را به بهترین شکل انجام می داد..

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه زهرا(س) را دیدم، که مشغول آسیاب کردن غله است. فرزندش حسین(ع) به گریه افتاد و بیتابی می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما، غله را آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم. شما آسیاب را بچرخانید.1
------------------------------------------------------------------------
. حسینی شاهرودی، سیدمحمد، الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س)، تربیت فرزند، ص 141.

نوشته شده توسط z. azimi در 14:46 | لینک ثابت 640 نظر

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

شباهت‌هاي حضرت زهرا(س) و امام مهدي(عج)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اشاره‌

 

نتيجه اي كه از تفكر در آيات ، روايات وتشرفات به دست مي آيد اين است كه ارتباطي ، خيلي نزديك بين حضرت زهرا (عليهاالسلا‌م) و حضرت مهدي(عج) وجود دارد، گويي رمز و رازي ميان اين دو بزرگوار مي‌باشد.

نوشتار حاضر، تلا‌ش براي بيان اين ارتباط اساسي و تشابه اين دو وجود نوراني، عليهماالسلا‌م، است.

مهدي(عج)، ادامه‌ي زهرا(س) و آينه‌ي تمام نماي اوست. اهداف مهدي(عج) اهداف فاطمه(س)، و راه او راه فاطمه، و سلوك او سلوك فاطمه است.

فاطمه با نام مهدي شاد مي‌شد و با ياد او خود را تسليت مي‌داد. بدون مهدي(عج)، تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين مي‌نمود. چون بي مژده‌ي او، رسالت پدرش و تمامي انبياء سلف را ناتمام مي‌يافت.

مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست. فاطمه به چنين فرزندي مي بالد و مهدي نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد. مناسب است به نمونه هايي از اين ارتباط و مشابهت‌ها در آيات و روايات و برخي تشرفات معتبر بپردازيم:

 

 حضرت‌ مهدي(عج) فرزند حضرت‌ فاطمه(س)

 

مهدي(عج) ادامه‌ي زهرا(س) فرزند فاطمه(س) است، به بعضي از روايات خاصه و عامه اشاره مي كنيم.1

روايات‌ خاصه:

 

الف) قال رسول‌ اللّه(صلّي‌اللّه‌‌عليه‌وآله‌وسلّم) : المهدي‌ من‌ عترتي‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ يقاتل‌ علي‌ سنتي‌ كما قاتلت‌ علي‌ الوحي2

‌پيامبر اكرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند‌: مهدي(عليه‌السّلام) از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است‌ كه‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ مي‌كند؛‌ چنانكه‌ من‌ بر طبق‌ وحي‌ جنگ‌ كردم.

قابل‌ توجه‌ است كه پيامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم) در ابتدا به‌ طور كلي‌ مي‌فرمايد: مهدي‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با <مِن > دايره‌ را تنگ ‌مي‌كند؛ كه‌ از فرزندان‌ فاطمه(عليهاالسّلام) است.

ب) روايت‌ديگري‌كه‌دلالت‌بر اين‌مطلب‌مي‌كند، قسمتي‌از حديث‌لوح‌است؛‌كه‌خداوند فرمود: ‌واَع ‏طَي ‏تُك‌َ يا محمد مَن ‏ اُخ ‏رِجَ مِن ‏ ص‌ل ‏بِهِ (يعني‌علياً) احد عشر مهديا ؛ كلّهم مِن‌ذريتك مِن‌البِكر البتول؛ آخر‌ رَج‌لٍ منهم‌ا‌ن ‏جي به‌من‌الهلكه...3

‌اي‌محمد! به‌تو عطا كردم‌كسي‌را (علي) كه‌يازده‌راهنما از نسل‌او خارج‌خواهم‌كرد؛ كه‌همگي‌از نسل‌تو، از زهراي‌بتول‌است. آخرين‌آنها مردي‌است‌كه‌به‌دست‌او از هلاكت‌نجات‌مي‌بخشم...

‌به‌همين‌دو روايت‌از روايات‌خاصه‌اكتفا مي‌كنيم.

روايات‌عامه‌:

 

‌الف) عن‌ام‌سلمه،‌قالت: سمعت‌رسولَ‌اللّه(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) يقول: المهدي‌من‌عترتي‌من‌ولد‌فاطمه 4

‌ام‌سلمه‌مي‌گويد: از پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم‌كه‌مي‌فرمود:‌مهدي(عليه‌السّلام) از خاندان‌من، از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.

ب) عن‌الحسين(عليه‌السّلام) قال: قال‌رسول ا‌لله(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) لفاطمه : ابشري‌يا فاطمه ؛‌فانّ‌المهدي‌ منك5

‌امام‌حسين(عليه‌السّلام) مي‌فرمايد، كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند به‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) : بشارت‌برتو، كه‌مهدي‌از تو مي‌باشد.

ج) قتاده مي‌گويد : از سعيد پرسيدم : آيا مهدي‌حق‌است؟ گفت: بله‌او حق‌است. پرسيدم‌: از كدام‌طايفه‌و قبيله‌است؟ گفت: از قريش. پرسيدم : از كدام‌تيره‌ي‌قريشيان؟ جواب‌داد: از بني‌هاشم. سؤال‌كردم : از كدام‌دسته‌هاشيمان؟ گفت: از فرزندان‌عبدالمطلب. پرسيدم : از كدام‌فرزند وي؟ جواب‌داد : از اولاد فاطمه(عليهاالسّلام).6

 

 مهدي(عج) در بيان ‌حضرت‌زهرا‌(س)

 

‌محمود بن‌وليد‌مي‌گويد: وقتي‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) از دنيا رفتند، كانت‌فاطمه(عليهاالسّلام) تاتي‌قبور الشهداء‌وتاتي‌قبر حمزه‌و تبكي... قلت: يا سيده‌النسوان‌! قد والله قطعت ‏ نياط‌قلبي‌من‌بكائك. فقالت‌: يا ابا عمرو! لحقٌ لي‌البكاء؛ فلقد اُصبتُ‌بخير الاباء رسول‌ا‌لله واشوقاه‌الي‌رسول الله!... قلت‌: هل‌نص‌رسول‌الله‌قبل‌وفاته‌علي‌عليّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم‌يوم‌غديرخم‌. قلت‌: قد كان‌ذلك؛ لكن اخبريني‌بما اشير اليك. قالت‌: اشهد الله‌تعالي‌لقد سمعته‌يقول‌عليّ خير من‌اُخلّفه‌فيكم‌وهو الامام‌والخليفه‌بعدي‌و سبطاي‌و تسعه‌من‌صلب‌الحسين‌ائمه‌ابرار؛‌لئن‌اتبعتموهم‌وجد تموهم‌هادين‌مهدييّن؛‌ولئن‌خالفتموهم‌ليكون‌الاختلاف‌فيكم‌الي‌يوم‌القيامه‌. قلت: يا سيدتي! فما باله قعد‌عن‌حقه‌. قالت‌: يا با عمرو! لقد قال(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم): مثل‌الامام‌مثل‌الكعبه‌؛ اذ تؤتي‌ولاتاتي. ثم‌قالت‌. اما والله لو تركوا الحق‌علي‌اهله‌واتّبعوا عتره‌نبيه‌لما اختلف‌في‌الله‌اثنان‌ولورثها سلف‌عن‌سلف‌وخلف‌بعد خلف،‌حتي‌يقوم‌قائمنا التاسع‌من‌ولد الحسين...7

راوي‌مي‌گويد: بعد از وفات‌پيامبرحضرت‌فاطمه هميشه‌به‌زيارت‌قبور شهداي‌احد ميآمد و كنار قبر حمزه‌گريه‌ مي‌كرد. روزي‌به‌او گفتم: اي‌سرور زنان! به خدا سوگند گريه‌شما رگهاي‌قلب‌مرا پاره‌كرد.

‌حضرت‌زهرا‌جواب‌فرمودند‌: اي‌ابو عمرو! ‌سزاوار است‌كه‌من‌گريه‌كنم؛ چرا‌كه به‌مصيبت‌بهترين‌پدران‌مبتلا‌شده‌ام. آه، چقدر مشتاق‌رسول‌خدايم!...

‌عرض‌كردم: آيا پيامبر قبل‌از وفاتش‌تصريحي‌به‌ امامت‌حضرت‌علي(عليه‌السّلام) كردند؟

‌فرمودند‌: چقدر عجيب‌است! آيا روز غديرخم‌را فراموش‌كرده‌ايد؟!

‌عرض‌كردم: بله،‌روز غدير بود؛‌اما منتظر چيزي‌هستم‌كه‌پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) به شما فرموده‌باشد. حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) با چند تأكيد‌فرمودند: خدا را شاهد مي‌گيرم‌كه‌از او(صلّي‌اللّه‌ُعليه‌وآله‌وسلّم) شنيدم،‌كه‌مي‌فرمود: علي(عليه‌السّلام) بهترين‌كسي‌است‌كه در بين‌شما به‌عنوان‌جانشين‌خود مي‌گذارم؛ او امام‌و خليفه‌بعد از من‌است‌و دو نوه‌ي‌من‌و نه‌نفر از فرزندان‌حسين(عليه‌السّلام) پيشوايان ‌نيكويي‌هستند، كه‌اگر از آنها پيروي‌كنيد، مي‌يابيد كه‌آنها هدايت‌كننده‌هدايت‌شده‌اند؛ و اگر با آنها مخالفت‌كنيد،‌تا روز قيامت‌در بين‌شما اختلاف‌خواهد بود.

 

‌عرض‌كردم: اي‌سرور من! پس‌ چرا علي(عليه‌السّلام) از حق‌خود كناره‌گيري‌كرد؟ فرمودند:‌اي‌ابا عمرو! پيامبر(صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: مَثَل‌امام،‌مثل‌كعبه‌است؛‌كه‌بايد به‌سوي‌او آيند و او به‌سوي‌مردم‌نمي‌رود. سپس‌حضرت‌زهرا(عليهاالسّلام) فرمودند: به‌خدا‌قسم‌اگر حق‌را به‌اهلش‌واگذار مي‌كردند و از خاندان‌پيامبر تبعيت‌مي‌كردند، هيچ دو نفري هم‌با يكديگر اختلاف‌نمي‌كردند و امر خلافت‌ به‌ تك‌تك‌ جانشينان‌  پيامبر (صلّي‌اللّهُ‌عليه‌وآله‌وسلّم)مي‌رسيد؛ تا قائم‌ما، نهمين‌فرزند از حسين(عليه‌السّلام)،‌قيام‌مي‌نمود.

 

ادامه دارد.......

 

------------------

 

پي‌نوشت‌ها:

1. براي‌اطلاع‌بيشتر، به كتابهاي‌كمال‌الدين،‌منتخب‌الاثر،‌مَن ‏ هو المهدي(عليه‌السّلام) و در انتظار ققنوس،‌مراجعه‌شود.

2. روزگار رهايي،‌ج1، ص‌72؛ به نقل‌ا‌ز البيان‌،‌ص‌63 و از عيون الاخبار،‌ج‌2، ص‌130 و چند منبع‌ديگر.

3. روزگار رهايي‌ج‌1، ص‌77 ؛‌‌به نقل‌ا‌ز بيش‌از ده‌منبع.

4. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)،‌ص‌90 ، به نقل از سنن‌ابن‌ماجه،‌ج‌4، ص‌151 و بيش‌از بيست‌منبع‌ديگر عامه.

5. من‌هوالمهدي(عليه‌السّلام)، ص‌90،‌ به نقل‌ا‌ز ده‌منبع‌عامه.

6. در انتظار ققنوس، ص‌103، به نقل از عامه‌و خاصه.

7. بحارالا‌نوار، ج‌36، ص‌352، ح‌224، به نقل ا‌ز كفايه‌الاثر، ص‌26.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 2:35 | لینک ثابت 10 نظر

یکشنبه سی ام بهمن 1390

تاخير در ظهور

بسم الله الرحمن الرحيم


چرا حضرت مهدي (عج) ظهور نمي كند؟


پاسخ: برنامه حضرت مهدي(ع) با برنامه پيامبران و ساير پيشوايان يك تفاوت كلي دارد و آن اين كه برنامه وي قانونگذاري نيست، بلكه يك برنامه به تمام معني اجرايي در تمام جهان است. به اين معني كه او مأموريت دارد تمام اصول تعاليم اسلام را در جهان پياده كند و اصول عدالت و دادگري و حق و حقيقت را در ميان جامعه بشري بگستراند.

روشن است كه پياده شدن چنين برنامة انقلابي جهاني، كه به وسيله آن اصول عدالت و دادگري و حقّ و حقيقت در ميان همه مردم جهان گسترش يابد، به شرايط و مقدّماتي نياز دارد كه تحقق آنها جز با مرور و تكامل همه جانبه اجتماع ممكن نيست; برخي از آن مقدمات عبارتند از:

1. آمادگي روحي

در درجه نخست بايد مردم جهان براي اجراي اين اصول، تشنه و آماده گردند و تا زماني كه در مردم جهان تقاضايي نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادّي و معنوي مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگي اقتصادي حكمفرماست، بلكه مشابه اين نظام در عرضه برنامه‌هاي معنوي و اصول اخلاقي و مكتب‌هاي سياسي و انقلابي نيز حاكم مي‌باشد و تا در اعماق دل مردم ـ براي اين نوع امور ـ تقاضا و درخواستي نباشد، عرضه آن با شكست رو به رو شده و كاري از پيش نخواهد رفت.

امام باقر(ع) مي‌فرمايد:

«روزي كه قائم آل محمّد(ص) قيام كند، خدا دست خود را بر سر بندگان مي‌گذارد، در پرتو آن خردها را جمع مي‌گرداند و شعور آنان به حد كمال مي‌رسد».[1]

البتّه گذشت زمان و شكست قوانين مادّي و پديد آمدن بن‌بست‌هاي جهاني و كشيده شدن بشريّت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به اين حقيقت واقف خواهد ساخت كه اصول و قوانين مادّي و سازمان‌هاي به اصطلاح بين المللي، نه تنها نمي‌توانند مشكلات زندگي را حل كنند و عدالت را در جهان حكمفرما سازند، بلكه همين خستگي و يأس، مردم دنيا را براي پذيرش يك انقلاب بنيادي مهيّا و آماده مي‌سازد و مي‌دانيم كه اين موضوع نياز به گذشت زمان دارد تا تجربه‌هاي تلخ زندگي ثابت كند كه تمام نظامات مادّي و سازمان‌هاي بشري در اجراي اصول عدالت و احقاق حق و برقراري امنيّت و آرامش، عاجز و ناتوان مي‌باشند و سرانجام بايد بر اثر يأس و نوميدي، اين تقاضا در مردم گيتي براي تحقّق چنان آرمان الهي پديد آيد و زمينه براي عرضه يك انقلاب جهاني به وسيله يك مرد الهي و آسماني، از هر نظر مساعد گردد.[2]

2. تكامل علوم و فرهنگ‌هاي انساني

از سوي ديگر براي برقرار ساختن يك حكومت جهاني بر اساس عدل و داد، نياز فراوان به پيشرفت علوم و دانش‌ها و فرهنگ‌هاي اجتماعي و مردمي است كه آن نيز بدون پيشرفت فكري و گذشت زمان، ممكن و ميسّر نمي‌گردد.

برقراري حكومت جهاني كه در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حكومت كند و همه مردم جهان از كليه مزاياي فردي و اجتماعي اسلامي بهره‌مند گردند بدون وجود يك فرهنگ پيشرفته در كليّه شؤون بشري امكان پذير نيست و هرگز بدون يك فرهنگ كامل، جامه عمل به خود نمي‌پوشد. اين نيز احتياج به گذشت زمان دارد.

3. تكامل وسايل ارتباط جمعي

از سوي ديگر، چنين حكومتي به وجود وسايل كامل ارتباط جمعي نياز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احكام و اصول انساني را از طرق مختلف در مدّت كوتاهي به مردم جهان اعلام كند. اين امر نيز بدون تكامل صنايع انساني و گذشت زمان محقق نمي‌شود.

4. پرورش نيروي انساني

از همه اينها گذشته ، پيشبرد چنين هدفي و پي‌ريزي چنان انقلابي، به يك نيروي فعّال و سازنده انساني نياز دارد كه در واقع ارتش انقلاب جهاني را تشكيل مي‌دهد. تشكيل چنين ارتشي و به وجود آمدن چنين افراد پاكباخته و فداكاري، كه در راه هدف و حقيقت از همه چيز بگذرند، به گذشت زمان نياز دارد.

اگر در برخي از روايات مي‌خوانيم كه فلسفة طولاني شدن غيبت امام زمان، همان امتحان و آزمايش مردم است، ممكن است ناظر به همين نكته باشد; زيرا امتحان و آزمايش در منطق اسـلام به معني آزمـون‌هاي معمولي و كشف امور پنهاني نيست; بلكه مقصود از آن پرورش روحيّات پاك و پديد آوردن حداكثر ورزيدگي در افراد مي‌باشد.[3]

مجموع اين جهات چهارگانه[4] نياز به اين دارد كه زمان قابل ملاحظه‌اي بگذرد و جهان از بسياري جهات پيش برود; و آمادگي روحي و فكري براي پذيرش حكومت جهاني بر اساس حقّ و عدالت در مردم پديد آيد; آنگاه اين برنامه با وسايل و امكانات خاصّي در سطح جهاني وسيله حضرت مهدي ـ عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف ـ پياده گردد و اين است گوشه‌اي از فلسفة غيبت طولاني امام(ع).

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  كافي:1/25، كتاب العقل، ح21.

[2] .  يكي از نشانه‌هاي روشن قيام امام زمان كه احاديث اسلامي همگي بر آن اتّفاق دارند اين است كه سراسر اجتماع بشري را جور و ستم و تعدّي و بيدادگري فرا مي‌گيرد و ابرهاي يأس و نوميدي زندگي جامعه انساني را تيره مي‌سازد و در حقيقت فشار ظلم و تعدّي آن چنان بر دوش آنان سنگيني مي‌كند كه انسان را براي پذيرش انقلاب ديگر، انقلابي عميق و بنيادي به دست توانا و نيرومند يك مرد الهي آماده مي‌سازد.

[3] .  تمام آزمونهاي الهي كه درباره پيامبران و اولياي وي انجام مي‌گيرد براي همين منظور است. اگر خدا ابراهيم را با تكاليف و وظايف سنگيني آزمود، چنان كه مي‌فرمايد: «وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلماتٍٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (سوره بقره، آيه 124) براي همين هدف بوده است تا اين رادمرد الهي به قدري در كوران حوادث قرار گيرد كه در صلابت و استقامت به صورت فولاد آب ديده درآيد.

[4] .  مجموع اين جهات چهارگانه را مي‌توان در امور زير خلاصه نمود: 1. تكامل روحي، 2. تكامل فرهنگي، 3. تكامل وسايل ارتباط جمعي، 4. تشكيل يك ارتش انقلاب جهاني از يك جمعيت پاكباخته و فداكار.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 16:6 | لینک ثابت 6 نظر

چهارشنبه نهم آذر 1390

چهل حديث از حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحيم

رُوِی  عَنْ أَبی  عَبْدِاللهِ الْحُسَيْن(عليه السلام):

1- پند امام به عالمان

«أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فی  أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِی الْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِی  الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَی  اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!


حضرت ابی  عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بی عمل و تاركان امر به معروف و نهی  از منكر فرموده اند:ی  گروه نيرومندی  كه به دانش مشهور و به نيكی  مذكور و به خيرخواهی  معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب می برد و ضعيف شما را گرامی  می دارد، و كسانی  كه بر آنها برتری  و حقّی  نداريد، شما را بر خود ترجيح می دهند، شما وسيله حوائجی  هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمی داريد...!و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با اين حال آرزوی  بهشت الهی  را داريد و همجواری  پيامبران و امان از عذابش را در سر می پرورانيد!

 



2- اصلاح امّت، نه قدرت طلبی

«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فی  سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فی  بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ.»:

در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو می دانی  كه آنچه از ما اظهار شده بری  رقابت در قدرت و دستيابی  به كالی  دنيا نيست; بلكه هدف ما اين است كه نشانه هی  دينت را به جی  خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهای  دينت عمل شود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط z. azimi در 9:46 | لینک ثابت 20 نظر

پنج شنبه دوازدهم آبان 1390

درس های دعای عرفه

بسم الله الرحمن الرحيم

چگونه دعا کنیم؟

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر فرزانه انقلاب درباره شیوه دعا کردن و دعاهای ماثور از اهل بیت علیهم السلام می‏فرمایند:

دعا، خواندنِ خداست؛ حالا می‏تواند به زبان فارسى یا به زبان خودتان باشد؛ هرچه كه می خواهید با خدا حرف بزنید؛ این، دعاست. هرچه می خواهید با او در میان بگذارید. گاهى هم حاجت خواستن نیست، فقط اُنس با خداست. حاجات هم مختلف است؛ گاهى كسى از خداى متعال، رضاى او را می خواهد یا مغفرت او را مطالبه می كند، این یك جور حاجت است. یك وقت هم انسان چیزهاى مادى را درخواست می كند؛ هیچ مانعى ندارد. خواستن از خدا - هر چیزى و به هر زبانى - خوب است. و همین خواصى را كه عرض كردیم (ارتباط با خدا و احساس بندگى) دارد. البته دعاهاى مأثور از ائمه(علیهم‏السّلام) بهترین مضامین در زیباترین الفاظ و سرشار از معارف الهى است كه قدر آنها را باید دانست و بایستى به آنها متوسل شد.»

ایشان می فرمایند: «من به جوانها قویاً توصیه میكنم كه به ترجمه‏ى این دعاها توجه كنند. این دعاهاى عرفه و ابى‏حمزه، پُر از معارف است.1 

دعای عرفه، دعایی کم نظیر

رهبر معظم انقلاب در سخنی دیگر ویژگی‏های کم نظیر دعای عرفه را چنین بر می شمارند:

همین دعاى امام حسین در روز عرفه را كه شما نگاه كنید، خواهید دید حقیقتاً مثل زبور اهل بیت، پر از نغمه‏هاى شیوا و عشق و شور معرفتى است. حتى بعضى از دعاهاى امام سجّاد را كه انسان مى‏بیند و مقایسه مى‏كند، گویا كه دعاى این پسر، شرح و توضیح و بیانِ متن دعاى پدر است؛ یعنى آن اصل است و این فرع. دعاى عجیب و شریف عرفه و كلمات این بزرگوار در حول و حوش عاشورا و خطبه‏هایش در غیر عاشورا، معنا و روح عجیبى دارد و بحر زخّارى از معارف عالى و رقیق و حقایق ملكوتى است كه در آثار اهل بیت علیهم السّلام كم نظیر است.2

 ایشان در بیانات دیگری در این باره می گویند:

«ما مثل دعاى عرفه كمتر دعایى را داریم كه سوز و گداز و نظم عجیب و توسّل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانى دیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خیلى عجیبى است.3)

 

زمان و مکان نیایش امام حسین علیه السلام

مرحوم محدث قمی در مفاتیح آورده است که بشر و بشیر فرزندان غالب اسدی نقل کرده اند که: در آخرین ساعات روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین علیه السلام بودیم که آن حضرت با جمعی از خاندان و فرزندان و شیعیان از چادر بیرون آمدند و با نهایت خضوع و خشوع در طرف چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به طرف کعبه گردانیده، دست ها را تا مقابل رو برداشتند و این دعا را خواندند.

علامه محمدتقی جعفری رحمة الله علیه درباره این دعای شریف چنین نوشته اند:

بیابان عرفات، هم چون رصدگاهی است که رو به بی نهایت نصب شده، نیایشگران با دوربین های مختلفی، آن بی نهایت را مورد نظاره قرار داده اند. در نقطه‏ای از این صحرای ملکوتی، شخصی در دامنه کوهی به حالت نیایش درآمده، دل در ملکوت، دست ها به سوی آسمان، چشم به آفاق بی کران، گاهی تبسمی از ابتهاج بر لبانش، گاهی دانه هایی از اشک شوق در چشمانش. تمام جهان را به یک سو نهاده، یا به عبارت دیگر تمام جهان هستی را به یک باره و به عنوان یک واحد، پیش چشم و دل گسترده و بی نهایت پایینی را با بی نهایت بالا، به واسطه دل پاک، در تماس نهاده است. این شخص که نیایش می کند کیست؟ او فرزند علی بن ابی طالب علیه السلام گوینده این جمله است: «من چیزی را ندیدم، مگر این که خدا را با آن و پیش از آن و بعد از آن دیدم..»

این شخص، سالک راه حق و حقیقت و عاشق راستین وجه الله و رضوان الله و لقاءالله، حسین بن علی علیه السلام است. این است آن کاروان سالار شهیدان اصول انسان و ارزش های والای عالم وجود. او در این نیایش، راه های اتصال به اشعه ملکوتی را در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خویشتن، با خدا، با جهان هستی، با همنوع خود) برای بشریت بیان می کند. او در این نیایش زیبا به اضافه شکوفایی وصال از عالم اعلای ربوبی می گیرد و به این موجودات که در عین خاک نشینی می توانند با عالم پاک از ماده و مادیات ارتباط برقرار کنند، تحویل می دهد. او در عین حال با این نیایش، منطقی ترین و واقعی ترین ارتباط انسان را با خداوند مهربان توضیح می دهد. آری، این نیایش کننده، حسین بن علی علیه السلام است.4.»

مراتب عرفان در کلمات امام حسین علیه السلام

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی می‏‏نویسند:

آن حضرت در اوایل دعای عرفه، از خداوند مقام احسان را طلب می کند و عرضه می دارد: « اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک» اما مقداری که پیش تر می‏‏رود و اوج بیشتری می گیرد، محتوای بلند « الهی ترددی فی الاثار یوجب بعد المزار فاجعلنی علیک بخدمه توصلنی الیک کیف یستدل علیک...» را بر زبان جاری می‏‏کند. اینجا دیگر بحث از «گویا» تو را می بینم نیست. بلکه «انّ» است که مقام «کانّ» نشسته است یعنی مطلوب آن حضرت واقعا و حقیقتا دیدن است نه «گویا» دیدن.5

 

درس های دعای عرفه

حکیم متاله، حضرت علامه مصباح یزدی درس هایی را که دعای عظیم الشان عرفه به مشتاقان قرب الهی می‏آموزد چنین برشمرده اند:

1.درس اولى كه ما از دعاى عرفه مى‏گیریم این است كه باید گاهى یك فرصتى بگذاریم و یک مقداری درباره نعمت ‌هاى خدا فكر كنیم و بیندیشیم که اگر هر یك از این ‌ها را نداشتیم چه خاكى باید به سر می ‌كردیم؟ این چند فایده دارد. درقرآن ملاحظه مى‏فرمایید گاهى مى‏فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ ما اصلاً این نعمت‌ها را به شما دادیم تا شما از آن‌ها استفاده كنید و به یاد ما بیفتید و شكر نعمت كنید. خداوند كه نیازى به شكر ما ندارد. پسچرا مى‏گوید این نعمت‌ها را دادیم تا شاید شما شكر كنید؟ زیرا بهترین راه براى تقرب به خدا شكر خداست. وقتی ما نعمت‌ ها را می‌ بینیم، توجه پیدا می‌كنیم كه چه كسى این نعمت ‌ها را به ما داده، و خود را نسبت به او بدهكار می‌دانیم، آن وقت انسان دیگر سعى نمى‏كند با وجود این نعمت‌‌‌ هایی كه خدا به او داده، علیه او حركت كند. دیگر انسان چشم زیبایى كه خدا به او مى‏دهد، در نافرمانى او به كار نمی‌گیرد. وقتی انسان فكر مى‏كند خدا چقدر نعمت به او داده است، دیگر بعضى كمبودهایى كه از روى حكمت پیش مى‏آید، در نظر انسان خیلى مهم جلوه نمی ‌کند. اما وقتی انسان به فكر نعمت ‌هاى خدا نیست آن وقت فقط مى‏گردد کمبود ها راپیدا كند، فقط عیب ‌ها را مى ‏بیند؛ هیچ وقت از زندگی خود لذت نمى‏برد، و همیشه طلب‌ كار خداست. بنابراین دعاى عرفه، به ما شكر خدا را یاد می‌دهد، و هم چنین به یاد ما می‌آورد که درباره نعمت‌ هاى خدا بیاندیشیم، از این نعمت ‌هایی که خداوند به ما داده است لذت ببریم، و كمبودهایی که به نظر ما می‌آید، بزرگ جلوه‏ نكند. هم ‌چنین از این نعمت ‌ها سوء استفاده نكنیم، و درمقام شكر آن باشیم. زیرا آن شكر ما را به جلو مى‏برد، و وسیله قرب مى‏شود.

2.درس دومى كه ازاین دعا استفاده می‌شود، این است كه انسان همیشه زشتى ‏هاى خود را با خوبى‏هاى خدا مقایسه كند و بگوید: خدا با من چه كرده است، و من با او چه كرده‌ام؟ این مقایسه و برخورد زمینه ‏اى را در انسان فراهم می‌کند كه مقدارى به پستى و بیچارگی خود پى ببرد. فایده اول این روحیه، این است كه انسان مغرور نمى‏شود. زیرا بدى آدمیزاد بیچاره این است كه وقتى خدا نعمت معنوى هم به او مى‏دهد و هدایت هم مى‏شود شیطان در او وسوسه‏ مى‏كند و موجبات غرور را در او ایجاد می‌کند. انسان می‌گوید: بله من دیگر چیزى شده ‌ام، من از بنده ‏هاى دیگر خداوند بهتر هستم! همین موجب سقوط انسان مى‏ شود. اما وقتى مقایسه ‌كنیم كه خدا چه نعمت ‌هایى را به من داده و من در مقابل آن ‌ها چقدر بى ‌شرمى و جفا كرده‌ام، و چقدر پست هستم، در این صورت، دیگر امید انسان از خدا قطع نمی‌ شود. زیرا اگر امید انسان از خدا قطع شود معنای آن این است كه خوبى ‏هاى خدا محدود بوده و تمام ‌شده است! اگر چنین تصور کنیم، و ناامید شویم، باز ما خدا رانشناخته‌ایم. لذا انسان با همه پستى‏ها، و زشتى ‌هایى كه دارد هیچ وقت نباید از خدا ناامید شود. انسان باید آن ‌قدرخدا را بزرگ و مهربان بداند كه وقتى هم در پست ‏ترین حالت است، اگر یك لحظه توجه به خدا كند ازكارش پشیمان ‏شود، و به خدا امید داشته باشد که این نافرمانی‌ های او را ندیده مى‏گیرد. اما این یک شرط دارد و آن این‌‌كه، در آن لحظه انسان راست بگوید، و گرنه خدا مى‏گوید چه كسى را گول مى‏زنى، از من ضعیف ‏تر و نادان ‏تر ندیدى؟ من که فریب نمى ‏خورم! اگر یك لحظه انسان با خدا راست بگوید و از عمق وجود بگوید: خدایا واقعا پشیمانم، دیگر گناه نمى‏كنم؛ خدا یك خط قرمز روى همه گذشته های او مى‏كشد..

 

پی نوشت ها:

خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی21،/7/85،.1

2.بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى و فرمانده كلّ قوا در جمع فرماندهان، مسؤولان و پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نیروى انتظامى و جمعى از جانبازان انقلاب اسلامى به مناسبت روز پاسدار، 5/10/74

3.بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با گروه كثیرى از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت روز پاسدار، 13/9/76

نیایش امام حسین در صحرای عرفات، علامه محمدتقی جعفری، به نشر، ص25.4

.حماسه و عرفان، آیت الله عبدالله جوادی آملی، اسراء، ص2345

نویسنده: محمدعلی روزبهانی

 

نوشته شده توسط z. azimi در 2:51 | لینک ثابت 2 نظر

یکشنبه دهم مهر 1390

كالاي بدلي1

بسم الله الرحمن الرحيم

                                   

مي­گفت «چقدر بد! از اين بدتر نمي­شود!» منظورش داستان «ده» بود، يعني همان روستاي «يازده برادر».

خوب بود کمي انصاف به خرج مي­داد، او قصه "دهکده" را نشنيده بود. در ده هر چند «برادر راستگو» را به چاه انداختند اما آنها بين «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب کردند و از قتل برادر دست کشيدند و بعلاوه نخواستند از اصل «وجود برادر» را انکار کنند، همين قدر که با «پيراهن خون آلود» آمدند معلوم بود که سابقه رفاقت با برادر را به خاطر دارند و پذيرفته­اند که «برادر» روزگاري در ميان آن ها بوده است، بيچاره ها نتوانستند ببينند كه برادر راستگو  "سلطان قلب" پدر است ؛ انها خواستند خود را با ترفند و توطئه به جاي برادر در قلب پدر جا دهند ،غافل از اين كه"جنس تقلبي" نمي تواند جاي "كالاي اصلي" را پر كند. انها فقط "زور" داشتند، در كنارش اندكي حيله و تزوير؛ اما برادر راستگو همه چيز داشت . همه اين ها به جاي خود ، اما برادرها يك چيز را فراموش نكردند كه  اگر «برادر راستگو» رفته، پدر هست، و همه به پدر احترام مي­گذاشتند. بماند كه آنها آخر سر نه تنها قبول کردند که اشتباه کرده­اند و از پدر عذرخواهي کردند بلكه در مقابل برادر راستگو سر تعظيم فرود آوردند و از ياران او شدند.

اما در دهکده نه فقط «برادرکشي» باب شده که بعد از کشتن ، هم «قتل» را انکار مي­کنند و هم «مقتول» را. عجباً! دهکده تماشگر افرادي است که بعد از «قتل برادر راستگو» خودشان به جاي «برادر» مي­نشيند و زيرکانه با همان اداهاي «برادر راستگو» جلوي چشم پدر و همسايه­ها ظاهر مي­شوند، و مي­گويند «هر خدمتي که برادر به پدر و همسايه داشت ما همان را انجام مي­دهيم» بله! اينجا همان «دهکده ج ه ا ن ي» است.

اوضاع دهکده تماشايي است. من که چيزهاي عجيب و باور نکردني زياد ديده­ام، حتماً شما هم ديده­ايد! کودکي گرسنه که براي فرونشاندن گرسنگي خود، با ولع دست به سوي «پفک» دراز ميکند ! يا فرد  تشنهاي که از فرط تشنگي «نوشابه‌» سر ميکشد! هر دو لذت ميبرند و البته تسکين مييابند و گويا به «آرامش» هم ميرسند هر چند آرامشي ناپيوسته و سطحي.

مگر برادر راستگو  چه گفت؟ او مي­گفت؛ سرشت حقيقت جوي آدمي، در پي رسيدن به «معنويت راستين»است نه "كالاي بدلي" . او راست مي­گفت. اوضاع دهکده را که ديده­ايم! من، تو و او همه اين جوش و خروش را در روان خود به وضوح نه فقط احساس که لمس مي­کنيم به گونه اي كه گاه ما را به تكاپو و حتي به زحمت مي­اندازد، همه تشنه­ايم و به دنبال «آب» سرگردان ... و مسئله همين است که در دهکده،«بازار» رونق گرفته اگرچه بازاري غير متمرکز و گاه مجازي و ناپيدا. بازاري استثنايي و ديدني! مثلاً در اين بازار ، بازاريابها بيکارند چون «عطش» و بيقراري چنان بيداد ميکند که کافي است کسي در اين بازار آشفته، متاعي به دست گيرد و به مشتري بقبولاند «اين متاع تو را آرام ميکند». و نه فقط مشتري به دنبال فروشنده داد مي­زند که ديده شده فروشنده­اي يک روزه به نان و نوايي رسيده و يا ديگري که در يک شب بدون ابزار و خارج از آزمايشگاه، به اختراعي بزرگ دست يافت و تمام شبکه­هاي راديو و تلويزيون برايش تبليغ کردند و افرادي هيجان زده برايش هورا کشيدند.

در اين بازار؛ مشتريان به خلاف تصور رايج عموماً کالا را نميشناسند و به عرضه کننده اعتماد ميکنند، اين است که فراوان «مس» به جاي «طلا» به فروش ميرود و «سراب» جاي «آب» مينشيند. شايد هم بتوان به آنها حق داد چرا که «گمان ميکنند داروي عرضه شده، دواي درد آنهاست».

فروشندهها به خوبي فهميدهاند به سليقه و ذوق مشتري بايد احترام گذاشت و قانون نانوشته «حق با مشتري است» کاملاً مراعات ميشود.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 1:16 | لینک ثابت 8 نظر

یکشنبه شانزدهم مرداد 1390

ويژگي هاي جوانان منتظر

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جوانان منتظر و قرآن كريم

 

 

 

جوانان، بازوي قدرتمند دفاع و سازندگي هر جامعه و تأثير‌گذارترين افراد در تحولات جامعه‌اند.

ويژگي‌هاي جوان آنقدر مهم و با ارزش است كه در تشكيل حكومت جهاني امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف چشمگير و نمايان است.

در جهان كنوني كه عصر بي‌معنويتي و بي‌اخلاقي است بسياري از جوانان جامعه ما توجه خاصي به معنويت، قرآن و اهل بيت عليهم السلام از خود نشان مي‌دهند. و بديهي است بايد اين شور و نشاط با شعور معنوي آميخته و با الگو‌هاي خوب آشنا شوند تا به سر منزل واقعي رهنمون گردند، يكي از ابزارهايي كه جوانان را در اين مسير كمك مي‌كند انس با قرآن و الگوهاي قرآني است، چرا كه قرآن كلام خداوند است و دستورات الهي در آن نهفته و انسان مي‌تواند به وسيله انس با قرآن بهره‌هاي معنوي زيادي ببرد. هر چقدر به قرآن نزديك شويم صفا و معنويت بيشتر مي‌شود و به همان اندازه از انحرافات و فسادهاي اخلاقي دور خواهيم گشت.

امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: «اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنيا برود هرگز از تنهايي وحشت نمي‌كنم، هنگامي كه قرآن همراه من باشد.1

لذا جوانان بايد طبق رهنمودهاي معصومان عليهم السلام به قرآن و الگوهايي كه در آن معرفي شده اهميت بدهند و آن را در عصر غيبت در زمينه‌سازي ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بكار گيرند. چرا كه دوران غيبت كبري دوران تمرين اطاعت و دوران خودسازي و تلاش براي رسيدن به كمال واقعي است.

در قرآن جوانان موفق با ويژگي‌هاي خاصي معرفي شده‌اند كه برخي از آن‌ها عبارتند از:

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط z. azimi در 5:13 | لینک ثابت 851 نظر

یکشنبه نهم مرداد 1390

وظایف مبلّغان در پرتو رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحيم


ماه رمضان یکی از بهترین هدیه های الهی و مائده های آسمانی برای فرزندان اسلام و قرآن است. ماه قرآن، ماه دعا و نیایش، ماه روزه، ماه خودسازی، ماه تقوا و پارسایی، ماه مولای پارسایان، ماه مساجد، ماه تبلیغ، ماه شب زنده داری، ماه فقرزدایی و سفره های افطاری، ماه حمایت از محرومان، ماه صلح و مهربانی، ماه جهاد و دشمن ستیزی، ماه اعتکاف و ماه پالایش جسم و جان است.
هر یک از ما با یک یا چند بخش خاص از برکات و نعمتهای این ماه پربرکت انس و الفت داریم و اصولاً نسیم زندگی بخش رمضان هر سال یکبار می وزد و باران رحمت الهی بر همه جا می بارد؛ ولی هر کس به قدر همت و تلاش خویش و آمادگیهای جسم و جان خود از این آب حیات بهره می گیرد.
عالمان دین و مبلغان گرامی در خط مقدم بهره برداری از فیوضات ربانی و استفاده از انوار رحمانی قرار دارند و طبیعی است که پیش از دیگران و قبل از همه باید خود را برای ورود به مهمان سرای الهی و حضور در ضیافت ملکوتی آماده کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط z. azimi در 20:14 | لینک ثابت 12 نظر

پنج شنبه بیست و سوم تیر 1390

خانواده‌محوري، راهكار ايمني از فتنه‌هاي آخرالزمان

     بسم الله الرحمن الرحيم

 

خانواده‌محوري، راهكار ايمني از فتنه‌هاي آخرالزمان

در چنين دوران خطرخيز و فتنه‌انگيزي، اهل‌بيت: در سخنان شفابخش خويش بيش از هر چيز بر حفظ نظام خانواده و رعايت اخلاق و تقواي خانوادگي و مراقبت‌هاي ويژه در فرآيند تربيت خانوادگي تأكيد مي‌ورزند؛ چنانچه امير اهل ايمان به مردمان آخرالزمان چنين توصيه مي‌فرمايند:

پس در خانه‌هاي خود بمانيد (و مراقب خانواده‌هاي خود باشيد) تا لحظة ظهور امر ما فرا رسد.1

از ديگر راهبردهاي مورد تأكيد و ايمني‌بخش دوران غيبت، ملازم خانه بودن و خانواده‌محوري است:

در دورة غيبت زبان‌هاي خود را نگه‌داريد و ملازم خانه‌هاي خويش باشيد...2 .

و قبل از فرارسيدن ظهور، فتنة جانكاهي پديدار مي‌شود كه در آن، انسان با ايمان روز را به پايان مي‌رساند و صبح (فردا) كافر مي‌شود، و صبح مؤمن است و شب كافر مي‌شود. پس هركس چنين زماني را درك كرد بايد تقوا پيشه كند و چون گليمي از گليم‌هاي خانه‌اش باشد.3

هنگامي كه چنين زماني فرارسد، ملازم گليم خانة خود باشيد تا اينكه آن امام غائب پاك‌سرشت و پاكزاد، ظاهر گردد4. 

در دوران غيبت خانه‌هايتان را محل عبادت و صومعه خود قرار دهيد و آتش غضا را لاي دندان بگذاريد (كنايه از حفظ زبان از خطر است) و خدا را بسيار ياد كنيد...5.

از اين‌گونه روايات دوگونه برداشت مي‌توان نمود:

1. توصيه به جامعه‌گريزي، مسؤوليت‌ناپذيري انزواگزيني، بي‌تفاوتي و بي‌خبري نسبت به حوادث دوران غيبت؛

2. تأكيد بر خانواده‌محوري در دوران غيبت، همراه با توصيه به جامعه و جامعه‌گرايي.

با توجه به سيرة اهل‌بيت: و با نگاهي به ساير وظايف ايماني و انساني يك مؤمن راستين، معنا و برداشت دوم مورد نظر ائمة اطهار: مي‌باشد.

در اين‌گونه روايات، تركيب «أحلاس البُيوت؛ گليم خانه‌ها» در معناي مجازي خود به معني «ملازمت خانه و خانواده‌محوري» به كار رفته است 6 كه مي‌تواند كنايه از تواضع و فروتني و دوري از شهرت‌طلبي7  و تأكيد بر حفظ عفت و پاكي خانه از جلوه‌هاي حرام و توجه ويژه به فرآيند «هدايت و تربيت خانوادگي» باشد.

تأكيد و اصرار اهل‌بيت: بر خانواده‌محوري و ملازم خانه و خانواده بودن حاكي از توجه داشتن به اهميت اين نهاد بنيادين اجتماعي و تشكيل هسته‌هاي صالح و سالم براي تأسيس و تشكيل جامعه مهدوي است. از اين روست كه امام باقر7 در سخني ديگر مي‌فرمايند:

در خانه‌هايتان به ديدار يكديگر برويد كه اين كار باعث حيات امر ماست، رحمت خدا بر آن بنده‌اي كه امر ما (اهل‌بيت) را احيا كند8.

بر اين اساس احياي آيين الهي و زنده نگه‌داري مرام پيشوايان ديني، وابسته به حفظ محوريت خانه‌ها و خانواده‌ها، برقراري ارتباطات و محافل خانگي و تقويت و استحكام اين نهاد مقدس است.

آري، در ديدگاه اسلام و پيام‌آور الهي آن، خانه نه فقط جايگاهي براي استراحت و خوابيدن و يا امور دنيايي است، بلكه پايگاهي براي عبادت، تحقيق، تفكر و حصني براي اولياي الهي است:

علم و دانش را نياموزيد كه با سفيهان و نابخردان درافتيد و با دانشمندان به جدال و ستيز برخيزيد و يا نظر مردم را به خود معطوف سازيد، بلكه در گفتار خويش، پوياي همان اهدافي باشيد كه در پيشگاه خداوند متعال و در نزد او قرار دارد؛ زيرا آنچه نزد خداست، پايدار و فناناپذير است؛ چون خدا باقي و پايدار و ماسواي او دست‌خوش فنا و نابودي است. چشمه‌هاي حكمت، چراغ‌هاي فروزان هدايت، ملازم خانه‌هاي خويش (همچون فرش و بساطي ستبر كه در خانه گسترده است) مشعل‌هاي تابناك شب، دل زنده و كهن‌جامه و ژنده‌پوش باشيد تا ميان اهل آسمان معروف و در ميان اهل زمين، گمنام باشيد9.

بدين‌سان از مجموع احاديث چنين برمي‌آيد كه تأكيد پيشوايان دين بر «ملازمت خانه و خانواده»، نه به معناي انزواگزيني و جامعه‌گريزي، كه به معناي دوري از فسادهاي فراگير اجتماعي و فرار از اخلاق شيطاني دنيازدگان آخرالزماني، با محوريت خانه و تربيت خانوادگي است؛ چنانچه امام صادق7 مي‌فرمايند:

(در چنين زماني) از خشم خدا بر حذر باش و از خداوند نجات بطلب و بدان كه مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و... تلاش كن كه خداوند تو را در وضعي برخلاف وضع آنها ببيند.10

--------------------------------

1.امام علي7: «فَكُونُوا رَحِمَكُمُ اللهُ مِن أحلاسِ بُيوتِكُم إِلي أوانِ ظُهورِ أمرِنا» ديلمي، ارشاد القلوب، ج2، ص314؛ مجلسي، بحارالانوار، ج30، ص80.

2. امام صادق7: «كُفُّوا ألْسِنَتَكُم وَ الْزَمُوا بُيُوتَكُمْ...» كليني، الكافي، ج2، ص225، ح13؛ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج16، ص248، ح21480؛ مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص139، ح45؛ نعماني، الغيبه، ص197، باب 11.

3. امام جواد7: «وَ قبلَ ذلك فِتنَةُ شَرٍّ: يُمْسِي الرَّجُلُ مُؤمِناً وَ يُصبِحُِ كافِراً وَ يُصبِحُ مؤمِناً وَ يُمْسِي كافِراً، فَمَنْ أدرَكَ ذلك الزَّمانِ فَلْيَتَّقِ اللهَ وَلْيَكُنْ أحْلاسَ بَيتِهِ» سيوطي، الحاوي للفتاوي، ج2، ص159؛ صافي گلپايگاني، لطف‌الله، منتخب الأثر، ص437؛ قسمت اول روايت در كليني، كافي، ج2، ص418، ح2 آمده است.

4. امام صادق7: «فإذا كانَ ذلك فَالزَمُوا أحْلاسَ بُيُوتِكُم حَتّي يَظهَرَ الطّاهِرُ بنُ الطّاهِرِ المُطَهَّرِ ذُوالغَيبَةِ» طوسي، الغيبه، ص163؛ مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص126ـ127، ح19. منظور امام از اينكه مي‌فرمايد «گليمي از گليم‌هاي خانه‌اش باشد» اين است كه در چنين زماني در خانه‌هاي خود پابرجا باشيد و وارد اين فتنه‌ها نشويد.

5. امام علي7: «...وَاتَّخِذُوا صوامِعَكم بُيُوتَكُم وَ عَضُّوا عَلي مِثلِ جَمْرِ الغَضا وَاذكُرُوا اللهَ كَثيراً...» ابن‌خزّار القميّ، كفاية الأثر، ص213؛ مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص267.

6. شهيد ثاني دربارة واژة «أحلاسَ البيوت» مي‌نويسد: «وَ مِنَ المَجازِ: كُن حِلسَنَ بَيتِكَ أي ألزِمِهُ؛ گاهي اين واژه در معناي مجازي خود به كار مي‌رود؛ بدين‌معنا كه ملازم خانه‌ات باش» شهيد ثاني، منية المريد، ص135.

7. علامه مجلسي ذيل واژة «أحلاسَ البيوت» مي‌نگارد: «وَ لَعَلَّهُ كِنايَةٌ عَنِ التّواضُعِ وَ عَدَمِ التَشَهُّرِ في النّاسِ؛ شايد اين عبارت كنايه از تواضع و دوري از شهرت ميان مردم باشد» علامه مجلسي، بحارالانوار، ج2، ص38.

8. امام باقر7: «تزاوَرُوا في بُيوتِكُم فَإنَّ ذلك حياةٌ لِأمرِنا رَحِمَ اللهُ عبداً أحيا أمرَنَا» صدوق، خصال، ج1، ص222، ح22؛ مجلسي، بحارالانوار، ج71، ص352 و ج2، ص144.

9. پيامبر اعظم7: «لا تَعَلَّمُوا العلمَ لِتُمَارُوا بِهِ السُّفَهاءَ وَ تُجَادِلُوا بِه العُلَمَاءَ وَ لِتَصرِفُوا وُجُوهَ النَّاسِ إلَيكُم وَابْتَغُوا بِقَولِكُم ما عِندَاللهِ فَانَّهُ يَدُومُ وَ يَبْقي وَ يَنفَدُ ماسِواهُ كُونوا يَنابيعَ الحِكمَةِ مَصابيحَ الهُدي أحْلاسَ البُيُوتِ سُرُجَ اللَّيلِ جُدُدَ القُلُوبِ خُلْقَانَ الثِّيابِ تُعرفُونَ في أهل السَّماءِ وَ تَخْفَونَ في أهلِ الارضِ» مجلسي، بحارالانوار، ج2، ص38، ح60؛ ديلمي، ارشاد القلوب، ج1، ص16.

10. امام صادق7: «فَكُنْ عَلي حَذَرٍ وَاطْلُب إلي الله عزَّوجلَّ النَّجاةَ وَاعلَمْ أنَّ الناسَ في سَخَطِ الله عزَّوجلَّ... وَاجْتَهِد لِيَراكَ الله و عزَّوجلَّ في خِلافِ ما هُمْ عَلَيهِ» كليني، الكافي، ج8، ص42؛ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج16، ص279، باب 41؛ مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص259، باب 25.

 

نوشته شده توسط z. azimi در 13:58 | لینک ثابت 6 نظر

یکشنبه دوازدهم تیر 1390

ماه شعبان المعظم

بسم الله الرحمن الرحيم

        اعمال ماه شعبان المعظم

عبادت و  صلوات

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما. ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشتركه و اعمال مختصه .

 

عبادت و صلوات

اعمال مشتركه ماه شعبان

 

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند.

3- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا  در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

عبادت و صلوات

6- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

7- در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

عبادت و  صلوات

8- در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود. این مناجات از ابن خالویه نقل شده و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان است.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیكَ مُسْتَكیناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَیْكَ راجِیاً لِما لَدَیْكَ ثَوابى وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَلا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَنْصُرُنى.

اِلهى اَعُوذُبِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ اِلهى اِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِكَ اِلهى كَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى عَلَیْكَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِكَ اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ وَ اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ یُدْنِنى مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْكَ وَسیلَتى.

اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها اِلهى لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى اِلهى كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَمیلَ فى حَیوتى اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فى الاُْخْرى اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحینَ فَلا تَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اِلهى جُودُكَ بَسَطَ اَمَلى وَ عَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِكَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ عِبادِكَ اِلهى اعْتِذارى اِلَیْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ.

اِلهى لا تَرُدَّ حاجَتى وَلا تُخَیِّبْ طَمَعى وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَ اَمَلى اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى. اِلهى ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْكَ اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَلا یَبیدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرْضى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى بِذُنُوبى اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّكَ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى اِلهى كَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.ً

 اِلهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى بِكَ وَ رُكُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِكَ. اِلهى وَ اَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَیْكَ اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِكَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ یَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالى فى كَرَمِكَ وَ لِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ. اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ. اِلهى اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنیرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ یا اِلهى فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِكَ اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ اِلهى وَ اَلْهِمْنى وَ لَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ.

اِلهى بِكَ عَلَیْكَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَلا اَمْلِكُ لَها نَفْعاً اِلهى اَنَا عَبْدُكَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنیبُ فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ اِلهى هَبْ لى كَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَیْكَ وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاَّءِ نَظَرِها اِلَیْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً.

اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْیاسِ وَلاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَمیلِ كَرَمِكَ اِلهى اِنْ كانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَكُّلى عَلَیْكَ اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ اِلهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَّئِكَ اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظیْمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِكَ.

اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُ وَ اِلَیْكَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِكَرَكَ وَلا و یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا یَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الاْبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خاَّئِفاً مُراقِباً یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً كَثیراً.

این از مناجات‌هاى جَلیلُ الْقَدْر اَئمه عَلیهمُ السلام است.

عبادت و صلوات

اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

دوازده ركعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود.

 

روز اوّل

1- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه هر كه روز اوّل شعبان را روزه بگیرد براى او بهشت واجب می‌شود.

2- سید بن طاوس از حضرت رسول صَلَّى اللهِ علیه و آله براى كسى كه سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیارى نقل كرده است.

3- در شب‌هاى سه روز اول دو ركعت نماز وارد شده که در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود.

 

روز سوّم

روز سوم، روز مباركى است كه امام حسین بن على علیهماالسلام در این روز متولد گشت. از قاسم بن عَلاء همدانى وكیل امام حسن عسكرى علیه السلام نامه‌ای رسیده که مولاى ما امام حسین علیه‌السلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد گشت پس این روز را روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود.

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّى یُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَكُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلى جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ .

از امام صادق علیه السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خوانده‌اند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِى َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْكِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْكَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِكَ ضَعیفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَیْكَ كافِیاً اُحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِى اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

 

شب سیزدهم

اولین شب از لَیالى بیض است و كیفیّت نماز امشب و دو شَبِ بعد در ماه رجب گذشت .

 

منبع:

مفاتیح الجنان

گروه دین و اندیشه تبیان   /  مهری هدهدی

                                                             التماس دعا

                          

نوشته شده توسط z. azimi در 4:14 | لینک ثابت 6 نظر